عشق و نور
936 subscribers
285 photos
1.11K videos
16 files
500 links
بیداری معنوی با نرمین



لینک گروه سلام زندگی و صوتی های نرمین مختص مالک کانال

https://t.me/salamzendgi7

لینک تمام کنفرانسها


https://t.me/narminbgs
Download Telegram
خدارو از ذهنت پاکش کن چون تو ذهن خدا تعریف شده که در بیان هیچوقت نمیگنجه😊
نرمین
عشق و نور pinned Deleted message
سخاوتمندی، سعادتی ست که در فطرت پاک و خداگونگی همه انسانها نهادینه است فقط با عقل سلیم و سالم به شناختش خواهی رسید نه با عقلِ نفسانی ات.
چطور می‌توانیم تا آخره عمرمحدودمان  این فطرت الهی مان را مثل رودخانه جاریِ وفور هستی، زندگی کنیم نه فقط هر از چندی بلکه هرروز و تا آخرین روزی که در این بدنیم ؟
وقتی به این موضوع می اندیشم مثل دنیای ایده آل و ناممکنی بنظر میرسد ولی اگر امکانش هست چرا به شناختش نرسیم و شیوه زندگیمان نکنیم ؟
اگر سخاوتمندیِ فطریِ ما مثل نفس کشیدن، شیوه حیاتمان باشد چی ؟
آموزه های معنوی تهیا این شیوه را بما میاموزند و ما را از الگوهای ساختاره قدیمی ذهنمان رهایی می‌بخشند.
نرمین
وقتی شما در این لحظه حضور دارید، داستان پیوستگی گذشته و آینده را میشکنید. آنگاه آگاهی و دانایی حقیقی بوجود می آید، و همچنین عشق.

🌸🌸🌸🌸🌸🌸
اکهارت_تله
هر لحظه همه چیز در حال تغییره و ما هم باید در اینجا و اکنون باهاش تغییر کنیم و دست از نقاب زدن‌ها و رل بازی کردنها برداریم تا دوباره انسانی طبیعی باشیم نه هنرپیشه های خیالی و از ذاتِ حقیقیِ خود ناآگاه و بیخبر !
نرمین
رهروانی که به شناختِ درونیِ انرژی پول نمیرسند به وفور هستی راه نمیابند و در محدودیت‌های باورهایشان میمانند.
نرمین
سالهای سال هم که فقط به کتابها و خواندنِ متونِ معنوی بدون تعمق و تامل روی مطالب تکیه کنی، هنره مقدسِ مراقبت از روحت را نمیاموزی شاید تغییری سطحی داشته باشی ولی به عمق وجودت فقط با مراقبه در سکوت راه داری.
نرمین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕊

تاریکی تلاش می کند که شما این حقایق را ندانید!

#نیکولا_تسلا

با آرزوی رهایی و بیداری برای همه مردم جهان
شعور الهی و فطری هر انسانی از کودکی در لوحی خام (تهی یا خالی) بدنیا میاید تا پخته شده و مثل الماس صیقل یابد و از کودکی در رشدی که رو به بزرگسالی دارد، با ساختاره باورهایش، شخصیتی خیالی پر از نقابها و رلهای منحصر بفرد، دنیایی خیالی برای خودش خلق می‌کند که نیمه تاریک وجودش میشود و با رویاگره درونش (نفس) شکل و فرم می‌دهد و زندگی می‌کند.
اگر بیداری که با شک و تردید در ذهن آغاز می‌شود، رخ ندهد، راه بازگشت به شعور آگاهش را از دست می‌دهد و می‌میرد و در جسمهای دیگری پی در پی زاده می‌شود تا بالاخره بیداری رخ دهد و راه درون را پیش گیرد.
وقتی به روشنایی می‌رسد که از تاريکی های درونِ خودش عبور کند. مراقبه در سکوت تنها راهیست که نیمه تاریکِ وجود را روشن میکند.
نیمه تاریک واقعی نیست از دوگانگی که "خود" که همان شخصیت است خلق میشود و با پذیرش و آگاهی روشن می‌شود نه با انکار !!!
حضور همیشه در اینجا و اکنون و در این لحظه در جسم فیزیکی حاضر ولی در تاریکی های وجود پنهان است ولی نفس سرکش و سرگردان در دنیای بیرون از خودش و در همه جا بجز این لحظه و در این جسم دنبالِ خودش می‌گردد.
دنیای درون دنیای بیرون را فرافکنی می‌کند نه برعکس !
نرمین
زندگی رازیست کنترل ناپذیر اگر کنترل را برنداری کنترل میشوی.
در لحظه هشیار بمان تا به مکانیزم‌های کنترلِ ذهنت آگاه شوی.
رهایی واقعی در کنترل نکردنِ زندگیست. فرمانِ کنترل را به شعوری که والاتر از توست بسپار که انرژی حیات را آزاد و مثل رودخانه در وجودت به جریان بیاندازد !
نرمین
افکارت را مشاهده کن تا در آنها غوطه ور نمانی. هر لحظه، اینجا، اکنون و در این جسم هشیار و در حضور باش نه جای دیگری !
نرمین
آگاهی زمانی با آگاهی یکی میشود که "خود" با منطقِ استدلالی اش کنار بکشد. آگاهی هیچوقت اثبات و استدلال پذیر نمی‌باشد. تو نمی‌توانی با مقياس ها و معیارهای فهم محدودت آگاهی را بسنجی !
فهم تو محدود و آگاهی نامحدود است.
نرمین
وقتی چیزی را بدونِ نام بردن و اتیکت های ذهنی چسباندن به آنها ، هشیارانه لمس کنی، انرژی ناب و زنده بودن را در همه چیز لمس کردی که همان "هستی" در وجود همه خلقت آنهاست.
نرمین
هم خویش را بیگانه کن
هم  خانه  را  ویرانه کن

آگاهی در فضای درونت در ورای همه باورهای بازنگری نشده توست.
افکار همان کلماتی هستند که از آنها برای خودت خانه های باور ساختی و در خلقیاتِ خودت زندگی اش میکنی ولی فهمِ آگاه تو در کلمات و گفت و شنودها و نقل و قولها و نوشتارها نیست در ورای آنهاست.
خانه ایی بی در و دیوار شو تا منی در خانه ات نباشد که چیزی نتواند به آن اصابت کند بلکه از آن عبور کند.
خالی و تهی باش. 
نرمین
امنیتِ واقعی در ناشناخته های وجودت در وارد شدن به حیطه عدمِ یقین امکانپذیر میشود نه در دانسته ها و شناخته های ذهنی ات.
نرمین
فهمِ من میدانم از گذشت های توست که وقتی هشیار نباشی مدام تصوراتی به آینده فرافکنی می‌کند. ( اصل علت و معلول )
وقتی فهمِ من نمیدانمت را درمیابی فهمِ نمی‌دانم و حیرت ممزوج شده و شگفتی بی همتایی را تجربه پذیر می‌کنند. تو نه میدانی هستی و نه نمیدانی نیستی گویا شعوری نامرئی در تو هست که کننده و یا فاعلی که تو خود پنداری در آن نیست بعبارتی تو میشوی.
آزادی واقعی زمانیست که درمیابی الان یا اکنون هم وجود ندارد.
در همه کارهایت هشیار باش تا تجربه اش کنی.
نرمین
وقتی چیزی را در این دنیا نمی‌پذیری مطمئنا در فهم من میدانمِ محدودت سردرگمی !
نرمین
به پس زمینه فهمت آگاه شو آن فهم بودایی توست که ورای فهم دانسته ها و شناخته های محدوده فهمِ من میدانمِ توست.
نرمین
خستگیِ مفرط تو از خالی بودنِ تو از عشق ورزی ست و تو آنرا درنمیابی چون حاکمیت را به ذهنت دادی نه به قلب سرشار از عشق و معرفت و خرد الهی ات و در دوگانگی هنوز "خود" می‌پرورانی.
نرمین
فهمِ بودایی نه کاستی و نه افزونی دارد و در مقابل تمامی خلقت تعظیم میکند حال چه یک موریانه یا دانه ای ماسه و ... باشد
نرمین